
هنوز دارم به ردپات نگاه می کنم و با خودم میگم واقعا رفت؟ و با خودم چند بار تکرار می کنم رفت رفت رفت
تو سهمی از وجود من بودی پس یعنی الان من یه تیکه از وجودمو ندارم؟
آره من گفتم برو
آره قبول دارم احترام همه رو گذاشتم جز تو
آره خودم یادمه از عشق می گفتم و وقتی نوبت من شد کم اوردم
لازم نیست بگب خودم میدونم دوسم داشتی ولی هم تو و هم من یکم ترسو بودیم
نه خواهشا حاشا نکن این یه واقعیته
یاد من باش اگه خوابی اگه بیدار یاد من باش
به همین بهانه یک شب حت ییک عمر یاد من باش
یاد من باش اگه تو با تو مهربون نمیشه
مثل عکسای قدیمی زندگی جوون نمیشه
یاد من باش اگه سنگم اگه خاکم اگه رودم برا تو خاطره گفتم واسه تو خاطره گفتم
اگه بارون و بیابون منو گم کرده تو چشماش گاهی وقتا مهربون شو گاهی وقتا یاد من باش
نظرات شما عزیزان:
|